نویسنده: رحمت الله فیضان
همهای ما میدانیم که قوم پرستی وقومگرایی یکی از بزرگترین عوامل تفرقه و بیعدالتی در جوامع بشری است. ما میدانیم که شیطان بهعنوان اولین موجود با تکبر و تعصب نژادی (با گفتن «أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین») اولین نمونه قوم گرایی را به نمایش گذاشت. این نشان میدهد که تعصب کورکورانه و برتریجویی بر اساس نژاد، قومیت یا هرعامل دیگر، از جمله موانع اصلی در مسیر وحدت، عدالت، و اخلاق اسلامی است.
اسلام تأکید دارد که کرامت و برتری انسانها تنها بر اساس تقوا و پرهیزگاری است:
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (سوره حجرات، آیه ۱۳).
ا.ا.ا بر این باوراست که تمام اقوام و قبایل ساکن افغانستان از نظر حقوق انسانی، اسلامی و ملی برابر هستند. این سرزمین خانه مشترک همه اقوام است، و هیچ گروه یا قومی بر دیگری برتری ندارد مگر بر اساس تقوا، دانش، و خدمت به جامعه.
منابع طبیعی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان به همه مردم این سرزمین تعلق دارد. براساس اصول اسلامی و قانون، هر فرد و هر قوم میتواند به طور عادلانه از این منابع بهرهمند شود. تبعیض، انحصارطلبی یا بیعدالتی در این زمینه نه تنها خلاف مقررات، پالیسی و اصول انسانی است، بلکه باعث تفرقه، بیثباتی و ضعف ملی میشود.
تخم تفرقههای قومی، زبانی و قبیلهای در حقیقت ابزار قدیمی استعمار و استبداد بوده است. استعمارگران همواره برای تسلط بر ملتها و تسخیر منابع آنان، سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» را اجرا کردهاند. در افغانستان نیز این ترفند بارها به کار گرفته شده تا ملت واحد و یکپارچه ما را دچار اختلافات داخلی کنند و زمینه برای نفوذ و غارت آنان فراهم شود.
استعمارگران با ایجاد شکافهای قومی و لسانی، نه تنها اتحاد ملی را تضعیف کردند، بلکه حس برتریجویی قبیلهای را نیز پرورش دادند تا مردم به جای تمرکز بر دشمن اصلی، درگیر اختلافات داخلی شوند. این اختلافات محصول مستقیم سیاستهای استبدادی خارجی و غفلت داخلی است.
بنا قوم پرستی و قومگرایی، بهعنوان یک پدیده شیطانی و استعماری، یکی از بزرگترین چالشهایی است که جامعه ما با آن دست و پنجه نرم میکند. این معضل نه تنها وحدت ملی را تضعیف کرده، بلکه بیعدالتی، ظلم و اختلافات را در جامعه نهادینه ساخته است.
مسئولیت نهادهای مختلف در این راستا:
۱- نهادهای دعوتی:
این نهادها باید از طریق ترویج آموزههای اسلامی که بر برابری و وحدت تأکید دارند، مردم را آگاه سازند. پیام قرآن و سنت و دوری از هرگونه تعصب قومی و زبانی باید به گوش همه رسانده شود.
۲- روشنفکران و اساتید:
روشنفکران و اساتید مکاتب و پوهنتونها مسئولیت دارند تا با تحلیلهای علمی و منطقی، آثار ویرانگر قوم پرستی را به نسل جوان توضیح دهند و آنان را بهسوی وحدت ملی و همکاری سوق دهند.
۳- اهل منابر:
خطبای مساجد باید از فرصت خطبهها برای آگاهیبخشی به مردم استفاده کنند و تأکید کنند که برتری در اسلام تنها بر اساس تقوا و عمل صالح است، نه بر اساس قومیت یا زبان.
۴- همکاری مردم با نظام اسلامی:
همه ما وظیفه داریم در کنار نظام اسلامی بایستیم و برای محو این پدیده استعماری تلاش کنیم. تنها با همبستگی و وحدت میتوانیم از این چالش عبور کنیم.
وَمَا عَلَیْنَا إِلا الْبَلاغُ الْمُبِینُ
دیدگاه تان را بنوسید