نویسنده: قاصد افغان
جهان غرب با تمام تلاشها و نشستهای پشت سرهم اما بدون حضور نمایندگان امارت اسلامی، نایل به شرمندگی و شرمساری بیش نشدند؛ آنان(سیاستمداران غرب) به فکر گذشته(ادارۀ پیشین کابل)، برای افغانستان خیال بافی و تصمیم گیری میکردند اما عدم حضور نمایندگان امارت اسلامی در نشستهای گذشته، علاوه بر مدهوش کردن افکار سیاستمداران غرب، ثابت ساخت که افغانستان دارای نظام مستقل و صاحب صلاحیت و سیاست مقتدری است و عدم حضور آنان، منجر به فاقد کارایی نشستهای آنان شده و حتی مورد هجو و لعن توسط بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران در رسانهها قرار گرفتند.
پس از دایر شدن نشستهای بسیار بهخصوص دو نشست مشهور در دوحه و عدم قبول شروط نمایندگان امارت اسلامی و حضور آنان، دایرکنندگان نشستها متوجه شدند که باید در نوع سیاست و تعامل خود با امارت اسلامی کوتاه آماده و با تواضع و اصرار، طبق مصالح مردم افغانستان با نمایندگان آنان(امارت اسلامی) برخورد نموده و به خواسته های شان اعتنا و به حضور شان در نشستها ارج بگذارند. در حدیکه شاهد بودیم، مایکل سمپل، معاون پیشین فرستاده اتحادیه اروپا در امور افغانستان، در دور سوم نشست دوحه ویاناما مأموریت یافته بود که امارت اسلامی را به هر قیمتی که شده به میز مذاکره بکاشند و این اتفاق زمانی رخ داد که آنان حاضر به پذیرش خواستها و شرایط امارت اسلامی شده و توجه جدی در راستای تطبیق آن نمودند در حدیکه طبق امیال نمایندگان امارت اسلامی، آجندای نشست را ترتیب و تنظیم کردند.
بسیاری از تحلیلگران براین باور هستند که برگزاری نشستها اما بدون حضور نمایندگان امارت اسلامی شکستی تمام عیار برای جهان غرب بهخصوص سازمان ملل به حساب آمده و مهم است که شروط آنان مدنظر گرفته شده و به حضور شان در نشستها، ارج گذاشته شود.
تنها این نیست، در حول این نشست، نشستها و ملاقاتهای زیاد اما مهم و تعاملات مثبت بین نمایندگان امارت اسلامی و نمایندگان ویژۀ کشورهایی نذیر: هند، عربستان، ازبکستان، روسیه، نروژ، ایران، انگلیس، اندونزی، قزاقستان و هلند صورت گرفت در حدیکه بسیاریها آن را سازنده و حتی از آن به عنوان مصداق به رسمیت شناسی امارت اسلامی، توصیف میکنند.
در آخر باید اشاره کرد که نشست سوم دوحه در فرایند تعامل امارت اسلامی با جهان موفقیت قابلتوجهی به همراه داشته اما واقعگرایانهتر آن است که چنین مسائلی را به منزله یک فرایند ارزیابی کنیم نه یک رویداد خلقالساعه. تنها در این صورت است که میتوان به کامیابی گام به گام روشهای دیپلماتیک امیدوار بود.
در آنسو، همان سیاستمداران اداره پیشین که تا دیروز سازمان ملل را همه چیز و همه کارۀ خود و نظام جمهوریت می دانستند؛ با شوق و ذوق تمام از فرامین و اعلامیههای آن حمایت میکردند، به محض افشا شدن فساد و جنایات آنان برای جهانیان، سازمان ملل مجبوراً از آنان چشم پوشی کرده و امروزه میبینیم که همان حامیان سراپا قرص سازمان ملل، در نشستها اجازه مشارکت نداشته و به همینخاطر آنان به نشستها و اعلامیههای سازمان ملل، انتقاد کرده و در رسانهها با استدلالهای غیرمنطقی و دور از شعور آدمیت به نقد و ملامتی امارت اسلامی میپردازند.
دیدگاه تان را بنوسید