نویسنده: قاصد افغان
زمانیکه انسان دست به عملی(گناهی) که غایت آن جز یأس و نا امیدی چیز دیگری نیست، میزند بهطور عادی و ناخواسته پس از سپری شدن مدت زمانی از عمل انجامشده(گناه جاری شده) احساس عجیبی نسبت به آن پیدا میکند به نحوی که حتی از کارکرد خود حیران و حتی نا امید و پریشان از افعال و عملی که وی را از خدا دور و مخذول کرده است، میشود. خدا ناباوران و یا کسانی که به اسلام و قرآن عقیده و باور ندارند زمانیکه خلل و عللی در کار شان ایجاد میشود، با تمام هیبت و ثروت خود دچار افسردگی و شرمندگی شده و راه حلی را نمییابند، بههمینخاطر خیلیها(خدا ناباوران) زمانی که به یک مُعضل اجتماعی برمیخورند، تنها راه حلی که به ذهن شان میرسد، خودکشی و پایان دادن به زندگی است. اما مسلمانان چنین نیستند، مسلمانان راه حل پیشبرد زندگی خود را با دعا، عبادت، اعتماد و توکل به خداوند رحمن به پیش میبرند. آنان(مسلمانان) با انجام خطایی، به پیشگاه خداوند رحیم و مهربان توبه نموده و با عاجزی و زاری تمام در نزد خدای رحمن اظهار ندامت و پشیمانی میکنند و در نتیجه به آرامش نسبی میرسند، از گذشته(عمل انجام شده) پند میگیرند و به آینده بیشتر امیدوار شده(سپاسگزار خداوند شده) و در نهایت تلاش بیشتر و بهتری در عبادت او تعالی را میکنند و این نقطۀ عطفی است برای بیدار شدن و زندگی کردن توأم با سرور و نیایش با خدای رحمن و لذت بردن از دنیا و ما فیهای آن.
دیدگاه تان را بنوسید