نویسنده: قاصد افغان
شاید با خواندن عنوان این مطلب تعجب کرده باشید، غربی که شعار و ادعای مساوی بودن حقوق زن و مرد، حق رای، حق آزادی و… او را سر میدهد، چطور میتواند زنان در آن برده باشند؟
در پاسخ باید گفت که از بدو تشکیل اروپای نوین، نظام طبقاتی از بین رفته و در عوض آن نظام سرمایهداری حاکم شده است؛ نظامی که بر مبنای اقتدار مالی سیاستمداری نموده و قانون وضع میکند. طبیعی است که در جامعهی که همه چیز برخواسته شده از دل مادیات باشد، خواهشات نفسانی و احساسات قلبی به سوی آن متمایل و علاقهمند میشود. در این بین بسیاریها به علت عدم تسلط بر قدرت و ثروت دست به یک سلسله انحرافات و اختلالاتی میزنند که فرجام آن جز تباهی و به انزوا کشاندن اخلاقیات و انسانیت چیز دیگری نمیباشد. اما زنان بیشتر مغبون سرمایهداران و ایدئولوژی شان شده و بهمنظور نایل شدن بر آن به اجبار یا اکراه، خواسته یا ناخواسته برده خواهشات شهوانی و نفسانی سرمایهداران شده و خود را به مثابه کالا به آنان میفروشند و بههمینخاطر امروزه در جامعه غرب زن فقط بهمنظور استفاده جنسی از احترام موقت و محقری برخوردار است.
در جوامع غرب مبنای تشکیل رابطه و ازدواج برای زن پولداری مرد و برای مرد زیبایی زن است و بس. اخلاقیات، انسانیت، نسب و… برای شان مهم نیست و بههمینخاطر زنان در جوامع غرب و حتی شرق متاثر از این ایدئولوژی زیاد متمایل و مغبون عملیات زیبایی و… شده اند تا بتوانند در این بازار به مثابه کالای خوب به فروش برسند.
اما در جوامع اسلامی بر خلاف جوامع غرب(مبنای تشکیل رابطه برای مردان زیبایی زنان و برای زنان پولداری مردان است) بوده و اخلاقیات، معنویات، انسانیت و دینداری در راس تمام رابطهها بوده و در واقع مبنای تشکیل رابطه در اسلام طبق حدیث پیامبر صلیالله علیه و سلم موافق به یکی از موارد ذیل است که در آن دینداری بیشتر مورد تاکید و تایید قرار گرفته شده است:
۱- زیبایی
۲- نسب
۳- دینداری
۴- دارایی
دیدگاه تان را بنوسید