نویسنده: مصطفی توکلی
تطبیق و تنفیذ احکامات و دستورات شریعت اسلامی، وظیفهٔ و مسؤلیت حکومت و نظام اسلامی و زمامداران آن بوده و میباشد و هیچکس حق دخالت و ممانعت آن را ندارد.
دفتر حقوق بشر، سازمانملل، یوناما…، از قصاص و جاری حد بر بالای چند تن در افغانستان وحشتزده شده و اشک تمساحگونه میریزند؛ اما در برابر قتلعام دهها هزار زن، کودک، پیر و جوان در غزه و کشورهای دیگری اشغال شده، تنها به «ابراز نگرانی» بسنده میکنند و بس.
این سازمانها از جنایتهای که در گوشهوکنار جهان اتفاق میافتد، چشم پوشی کرده و در جای که امن و امنیت، جایی که قانون و دستورات الهی در آنجا جاری میشود و جاری کردن این قوانین حق مسلم دین و آئین اسلام است، لب اعتراض و انتقاد گشوده و ادعای نقض حقوق انسانی را میکنند؛ مگر آن زنان، کودکان و سال خوردگانی که در غزه قتل عام میشوند، انسان نیستند؟ پس چرا برای نجات جان آنها انتقاد نمیشود…؟
این تناقض آشکار، نمونهای از سیاستهای دوگانگی و عدالت گزینشی نهادهای بینالمللی است؛ نهادهایی که در برابر ظلم و استبداد رژیم غاصب صهیونیزم لب فرو بستند، اما برای نمایش عدالتهای کاذبانهٔ خود، در کشورهای بحرانزده علم حقوق بشر بلند میکنند.
این اعتراضات نشان دهنده عدم آگاهی این گروهها و سازمانها نسبت به اسلام است یا این خود دلالت بر کینه و عناد آنها نسبت به اسلام و مسلمین است؟
سازمانهای بینالمللی و آنانی که دم از حقوق بشر میزنند این را خوب میدانند، حقوق بشر و انسان بجای خود که امروزه در جهانی که دم از تکنولوژی و فناوری میزند، حقوق انسانها هم رعایت نمیشود، حقوق همهچیز و همهکس زیر پاشده است.
وظیفه و مسؤلیت نهادهای خیر بینالمللی همچون یوناما، حلال احمر و… کمکرسانی و دستگیری به آسیب دیدگان و بیچارگان کشورهاست، نه اعتراض و واکنش نشان دادن در برابر قوانین خداوند و رسول و رسم و رسومات که در آن مناطق وجود دارد.
هر دین و آئینی از خود قوانین و مقرراتی دارد که کسی در اجرای آنها هیچ دخالتی ندارد، همچنان در دین اسلام هم قوانین خاصی وجود دارد که باید اجرا شوند و هیچکس حق دخالت و اعتراض کردند بر آنها را ندارد.
قصاص و تنفیذ حد و هر حکمی از احکامات شریعت اسلامی، خلاف حق حیات انسان نیست، بلکه این خودش عین حق حیات انسان است، همانطوری که خدواند متعال میفرماید: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ».
پس قصاص و اجرای احکام الهی ظلم نبوده و نیست؛ بلکه این خودش حیات و زندگی با شرافت و با کرامت است، زندگی که در آن حقدار به حقش میرسد.
دیدگاه تان را بنوسید