ستاره‌ای بدرخشید و نور عالم شد

نویسنده: مصطفی توکلی

در چنین روزی رحمهللعلمین، محمدمصطفی، احمد مجتبی، قدوۀ دو عالم، شفیع و غم‌خوار امت چشم به جهان گشودند و دنیایی تاریک را صفا و ضیا بخشیدند، دنیایی که تاریکی سراسر بر آن پرده کشانده بود، دکتر حبیب‌الله مختار در باره عصر جاهلیت و قبل از بعث پیامبر صلی الله علیه و سلم می‌نویسند: «جهان هنگام بعثت پیامبر گرامی صلّی‌الله‌علیه‌و‌ سلّم به ‌دلیل فرورفتن در تاریکی‌های ضلالت ‌و ‌گمراهی و غرق‌شدن در اقیانوس عمیق کفر ‌و ‌معصیت، تلخ‌ترین لحظات خود را سپری می‌کرد و بزرگ‌ترین دغدغه‌اش تامین خوراک و پوشاک و اشباع غریزۀ ‌جنسی قرار گرفته بود؛ در غفلت ‌و ‌گمراهی از حیوانات نیز گامی فراتر نهاده بود، علائم و نشانه‌های یکتاپرستی، برادری، همدردی، حیا و غیرت در آن جامعه به‌طور کامل محو شده بود. مبارزات و درگیری‌های بسیار ویران‌گری به‌خاطر مسائل بسیار جزئی بپاخاسته و تا مدت‌های مدیدی ادامه پیدا می‌کرد. جز کینه، حسادت و بغض چیز دیگری به دست نمی‌آمد. فضای ظلم، خودخواهی، سرکشی و باج‌گیری بر آن جامعه حکم‌فرما شده بود.»

آری! دیری نگذشت که در روز دوشنبه ۱۲ ربیع‌الاول آفتاب عالمتاب بشر، طلوع کرد و با تلألأ و درخشش‌نورش، جهان ظلمانی را به روشنایی محض مبدل ساخت و به قول معروف: ستاره‌ای بدرخشید و نور عالم شد.

بله عزیزانم! این نور عالمتاب جهان، همان محمد رسول‌الله است. همان شخص متواضعی که خودش لباس‌هایش را می‌شست و با غلام خود غذا می‌خورد و مریضان را عیادت می‌کرد.

خیلی مهربان بود، توصیه می‌کرد که درختان را قطع نکنید و به حیوانات ظلم نکنید و در باره کوه احد می‌فرمود: «این کوهی‌است که ما را دوست دارد و ما او را دوست داریم.»

او اصحابش را از تعظیم باز می‌داشت و می‌گفت: شما در برابر من همانند عجم‌ها در مقابل پادشاهان‌شان، قیام و تعظیم ننمایید!

او همان محمد اُمّی لقبی بود که نه به مکتب رفته و نه به مدرسه، ولی با وجود این، برای جهان درس خودشناسی و خدا شناسی، درس حیات و سرنوشت، درس طب، فلسفه و ادبیات را آموزش داد.

او همان محمدی است که امروز بعد از گذشت هزار و چهارصد سال ما به نام و مقام‌اش، افتخار می‌کنیم و بشر تا قیامت سپاسگزار راهنمودهای ایشان می‌باشد.

جهان اسلام در عصر حاضر در زمینه‌‌های دانش ‌و ‌فرهنگ، سیاست ‌و ‌حکومتداری، اقتصاد ‌و ‌تجارت، صنعت‌ و ‌اختراع، تزکیه ‌و ‌اصلاح و… چنان درگیر مشکلات، موانع و بحران‌های خارجی و داخلی گشته است، که تمام اقشار و طبقات جامعه‌ی اسلامی به تناسب مسئولیت و رابطه‌شان با جامعه ‌و ‌محیط، از آنها رنج می‌برند.

 روابطی چون صلح‌ و ‌آرامش، محبت ‌و ‌دوستی، اعتماد‌ و ‌همدلی، عشق‌ و ‌عاطفه، انسجام ‌و اتحاد، اعتماد‌ به ‌نفس و خود‌باوری، صداقت‌ و ‌راستی، تقوا ‌‌و پرهیزگاری از جوامع و اقشار مختلف اسلامی حتی از میان اعضای یک خانواده رخت بربسته است. در حقیقت، علّت اصلی مجموعه این بحران‌ها، دغدغه‌ها و نقاط ضعف جامعه‌ی اسلامی، دوری از آموزه‌ها و گفته‌های پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌و سلّم) و عدم اجرای سیرت و سنت ایشان در زندگی روز مرهٔ ما می‌باشد.

امروزه اگر رژیم غاصب اشغالگر یهود و آمریکای غدار در سرزمین‌های اسلامی مرتکب هر نوع جرم و جنایت که دلشان بخواهد، می‌شوند و امت اسلامی و حکامی مسلمان خاموش و ساکت‌اند، یکی از علل این خاموشی و عدم اظهار مسؤلیت، همین است که سنت وسیرت، عشق و محبت‌مان نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به نسبت گذشتگان و سلف صالح کم‌رنگ‌تر گشته است، همین است که اقبال پیش خدا شِکوه می‌کند:

شبی پیش خدا بگریستم زار

مسلمانان چرا زارند و خوارند؟

ندا آمد، نمیدانی که این قوم

دلی دارند و محبوبی ندارند.

25 شهریور | 5 دقیقه
دسته ها: اسلامی
دیدگاه تان را بنوسید