نویسنده: احمد ضیاء سروری
علیرغم ادعا های دو پهلوی و کاذب آمریکا مبنی بر تأمین آتش، نسل کشی یک سال گذشته در غزه نتیجه تلاش مشترک آمریکا و اسرائیل بوده است. چون هر عقل سالم این را میداند، اسرائیل بدون تسلیحات، اطلاعات استخباراتی و پوشش سیاسی آمریکا قادر نخواهد بود، برای یک لحظه هم نفس بکشد. برای تطبیق و توجیه این گونه سیاستهای مرگبار، آمریکا نیاز به جلب حمایت افکار عامه در داخل دارد، تا از تیوری حمایت از اسرائیل حمایت همه جانبه صورت گیرد. برای حفظ آن، دولت بایدن، رویکرد قاطعانهی را نسبت به حمایت از اسرائیل اتخاذ کرده و با استناد به حق دفاع از خود اسرائیل، به دنبال توجیه اقدامات اسرائیل و نسل کشی در غزه است. صداهای تأثیرگذار در رسانههای آمریکایی نیز برای ایجاد شرایط ایدئولوژیک لازم برای پذیرش جنایات اسرائیل توسط آمریکا کمک کرده است. آنها نیز تا حدودی در کنار دولت بایدن شریک نسل کشی در غزه هستند. روایتهای که نیویارک تایمز، واشنگتن پست و وال استریت ژورنال از جنگ غزه باز تاب میدهند، خود اقدام مستقیم برای توجیه نشل کشی میباشد. کارشناسان این رسانهها در مقالات شان به نوعی برای تداوم این نسلکشی دامن میزنند، هرچند مشخص است، چون آمریکاییها برای سهم گیری در نسلکشی نیازی به رفتن به فلسطین و کشتن مردم آنجا ندارند. آنها فقط باید چگونگی مشارکت و حمایت دولت شان را توجیه کنند و بس. گوردون یک محقق حقوق بین الملل و سارنوال سابق محکمه جزای بین المللی رواندا، سخنان نفرت انگیزی مقامات غربی را نسبت به شرایط ناگوار غزه جز از اقدام نسل کشی میداند. او در استدلالهای خود، پوشش رسانههای آمریکای از جنگ فلسطین و اسرائیل پس از ۷ اکتوبر ۲۰۲۳ را نوع شیطنیت آشکار میداند. گوردون، معتقد است که شیطنت خودش نوعی تحریک به نسل کشی است. مقالهی که در ماه اکتوبر گذشته در نیویارک تایمز منتشر شد، آمده است: اگر غزه به گفتهی منتقدان اسرائیل یک زندان با فضای باز است، به این دلیل نیست که اسرائیلیها جنایتکار هستند، بلکه به این دلیل است که بسیاری از ساکنان آن خطر باالقوه برای امنیت اسرائیل میباشند. در اینجا تعداد زیادی از فلسطینیان در غزه بهعنوان جنایتکاران مرگبار که مستحق مجازات دسته جمعی هستند معرفی میشوند. در یک مقاله دیگر در واشنگتن پست که چند روز بعد از ۷ اکتوبر منتشر شد ادعا گردید، که جنگ اسرائیل علیه بربریت است. در مقالهی دیگر، از همین رسانه گفته شد که ممکن است اعمال منطق سیاسی در مورد وحشتی که توسط افراط گرایان اسلامی مانند مقاومت حماس انجام میشود، بیمعنی باشد. ادعا شده بود که آنها بر اساس یک امر دینی اقدام به کشتار «کفار» و «مرتدین» می کنند. مقاله ای که در ماه نویمبر در نیویارک تایمز منتشر شد، فورمول مشابهی را ارائه کرد و حماس را به عنوان «یک جریان تروریستی مرگبار توصیف نموده و گفته شده بود، که با فلسطینیان که حماس قلب تپنده آنها است، باید با وحشت همرای شان بر خورد شده و باید برای ابد سرکوب و نابود گردند، که این خود یک باور خودش تروریستی و نسل کشی پنداشته می شود. به گفته گوردون، تلاش برای متقاعد کردن مخاطبان مبنی بر اینکه جنایات جاری از نظر اخلاقی موجه است، شکل دیگری از تحریک میباشد که در پوشش غزه گسترده شده است. در ۱۳ اکتوبر سال گذشته، راز سگال، استاد مطالعات هولوکاست و نسل کشی، نوشته بود که اسرائیل بطور آشکار جنایت نسل کشی را در غزه مرتکب شده است. با این وجود، سه هفته پس از حمله اسرائیل، مقاله ای در واشنگتن پست منتشر شد، که در خواست های آتش بس و حتی این نظریه را رد نموده بود که اسرائیل نباید حملات هوایی دقیق و حملات کماندوی اش را برای بیرون راندن حماس از غزه و آزادی گروگان ها محدود کند. این رسانه بیان داشت، که اگر اسرائیل در این مقطع حساس به آتش بس تن دهد، این به معنی دادن پاداش به حماس و یک بسته تشویقی دیگر برای سازمان دهی برای حملات مرگبار مانند ۷ اکتوبر در آینده میباشد. این رسانه همچنان نوشته بود، که اقدامات اسرائیل از نظر اخلاقی قابل دفاع است، مهم نیست که ایالات متحده و اسرائیل تا حال بیشتر از ۴۳ هزار فلسطینی را شهید نموده و همه ای خانواده ها را آواره و بی سرپناه ساخته اند. در آن زمان، اگنس کالامار، سرمنشی عفو بینالملل در واکنش به این اقدامات وحشتناک، اسرائیل را متهم کرد که این اقدام نوعی از پودر سازی سرکها، ساختمان های مسکونی، کشتن غیرنظامیان در مقیاس انبوه و تخریب زیرساختهای ضروری میباشد. مقاله ماه نویمبر نیویارک تایمز که در بالا تذکر رفت، این دیدگاهی نسبتاً قبیح را مطرح می کند، که گویا فلسطینی ها در نهایت از تلفات بیش از حد انسانی سود خواهند برد. بر اساس این منطق، برای آمریکا و اسرائیل این یک امر نیک خواهد بود، که با ادامه این گونه سیاستی که غزه را به قبرستان هزاران کودک و جهنمی برای همه ساکنان آن تبدیل کرده است، به فلسطینیان کمک نمایند. تلاش ها برای مشروعیت بخشیدن به کشتار جمعی که توسط آمریکا و اسرائیل انجام شد، پس از هفته های اولیه کشتار غزه تضعیف نگردید. در ماه جنوری، مقاله ای در واشنگتن پست منتشر شد که مرگ و ویرانی را یک تراژدی غمناک برای مردم غزه خواند، اما در این مقاله تذکر داده شده بود، که مقصر اصلی این تراژیدی حماس است نه اسرائیل و آمریکا، چون حمله ای غیر موجه ای را بالای اسرائیل انجام داد. در پایان ماه فیبروری، وال استریت ژورنال با نشر مقاله ای از در خواست رشیده طلیب، نماینده فلسطینی آمریکای در کنگره و دیگران مبنی بر اینکه هرگونه آتش بسی سبب نجات و زنده ماندن مجاهدین حماس می شود، انتقاد نموده بود. در این مقاله گفته شده بود، که در صورت نجات حماس، آنها برای بازسازی دولت تروریستی و احیای دوباره دست بهکار خواهند شد. همچنان گفته شده بود رنج غزه وحشتناک است، اما دلیل اصلی استفاده حماس از غیرنظامیان فقط بههدف سپر انسانی میباشد. درست این ادعا از سوی وال استریت ژورنال زمانی صورت گرفت، که در آن زمان اسرائیل حداقل چیزی کم ۲۴۰۰۰ هزار کودک را سلاخی کرده بود. برای وال استریت ژورنال، چنین به نظر میرسید که اگر حماس شکست بخورد، این وحشت از سوی اسرائیل و آمریکا یک اقدام موجه بوده، همچنان کشتار دسته جمعی دهها هزار غیرنظامی فلسطینی را میتوان با استفاده از این واژه (سپر انسانی)، توجیه بیشرمانه کرد. در ماه مارچ گذشته، نیویارک تایمز دوباره همان حربههای فرسوده را تکرار کرد، تا سعی کند خوانندگان را متقاعد کند که رفتار آمریکا و اسرائیل در غزه یک عمل توجیه پذیر و درست بوده است، و مدعی شده بود، که حماس بود که جنگ را آغاز کرد و اسرائیل فقط برای بقا میجنگد. این رسانه کرایی رژیم سفاک همچنان افزوده بود که فقط یک دشمن شیطانی میتواند، غیر نظامیان را در معرض خطر قرار دهند. از سوی دیگر در این مقاله به دولت بایدن توصیه شده بود، که باید به اسرائیل کمک شود، تا از عقده این جنگ تحمیلی قاطعانه عبور نموده، تا فلسطینیها روزی به صلح دست یابند. قابل یاد آوری است که، اگر این رسانهها به دور از شرارت میخواستند، می توانستند راهکارهای بهتری را در مورد چگونگی ایجاد صلح، عدالت و آزادی در سراسر سرزمینهای تاریخی فلسطین به دولتهای دخیل در منازعات ۷۵ ساله ارایه دهند. اما باالعکس، آنها بدون در نظرداشت اصول و اخلاق آزادی بیان در صدد توجیه جنایات هولناک قدرتهای بزرگ بوده و دولتهای امپریالیستی خون آشام مانند آمریکا و اسرائیل را در جهت نسل کشی در این جنگ خانمان سوز قوت بخشیده اند. بدون شک تاریخ در مورد این رسانههای مزدور قضاوت سیاهی خواهد داشت. بنابراین، وقتی آن رسیده است، نسبت به اعتبار و جایگاه این رسانهها همه باید شک کرد و نسبت به صحت و سقم تمامی فعالیتهای این رسانههای شیاد تجدید نظر کرد.
دیدگاه تان را بنوسید