نویسنده: سائس سعیدی
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران یکی از موضوعات را که در سطح بینالمللی نسبت به افغانستان مطرح ساخته است مسئله حکومت همهشمول میباشد که بارها جمهوری اسلامی کشورها را با این توطئه نسبت به افغانستان به تغافل کشانده است که حکومت ا.ا.ا را همهشمول نمیپندارد و آن را در جایگاه رسمیت شناسی به همین علت نمیداند.
اما مسئلهای که پرده از چهره این دسیسه (همهشمول) بر میدارد، این است که در حکومت جمهوری اسلامی ایران، اعتقادی به این جمله (همهشمول) ناتعریف شده وجود ندارد؛ زیرا بهتازگی در ایران انتخابات برگزار شد و وزرای پیشنهادی رئیسجمهور ایران به مجلس آن کشور، همه از یک مذهب، دین و گروه خاص هستند. در حالی که میلیونها نفر از جمعیت ایران را عقائد دیگر، غیر از اهل تشیع تشکیل میدهند، حتی یک وزیر هم از میان اقشار دیگر انتخاب نشده است.
این امر نشاندهندهی اوج تناقضگویی در رفتار و گفتار سیاستمداران ایرانی است. از یک سو، جمهوری اسلامی ایران از دیگران میخواهد که حکومتهایشان نمایندهی تمامی اقشار و مذاهب جامعه باشند، اما خودشان، این اصل را نادیده میگیرند و حتی مذاهب پرنفوذ و بزرگ را در ایران از قدرت و تصمیمگیری دور نگه میدارند.
مذاهب و ادیان دیگر غیر از اهل تشیع، در ایران همواره با چالشهای بزرگی مواجه بودهاند. با وجود جمعیت قابل توجه مذاهب دیگر، سهم آنها در تصمیمگیریهای سیاسی و مدیریتی جمهوری اسلامی به شدت محدود و حتی میتوان گفت هیچ است. این مسئله باعث شده تا احساس بیعدالتی و تبعیض در میان شهروندان ایران بیش از پیش تقویت شود و اعتماد عمومی به دولتشان کاهش یابد. عدم حضور مذاهب دیگر در میان وزرای پیشنهادی دولت جدید ایران تنها نمونهای از این تبعیضهاست.
مردم افغانستان به دولت ایران یادآور میشوند که جمله مجهول همهشمول را شما تعریف به نمایندگی تمامی اقشار جامعه در دولت کردید و آن را یک اصل جهانی و انسانی میدانستید که باید در همهجا رعایت شود، اما چه شده است که خودتان لحظهبهلحظه این اصل ناتعریف شده را زیر پاهایتان لگد مال میکنید؟ اگر واقعا به همهشمولیت اعتقاد میداشتید، باید ابتدا در حکومت خود، این اصل را بهکار میگرفتید و از تبعیضهای مذهبی و قومی و از دور نگهداشتن اقشار مختلف جامعه ایران دست میکشیدید.
در چوکات حکومت سرپرست افغانتسان از زمان تصدی قدرت تمام اقوام و مذاهب کشور در ساختار حکومتی جای داشته است که نمایندگانی از اقوام پشتون، تاجیک، ازبک و هزاره حضور دارند. این تنوع قومی و مذهبی در حکومت سرپرست نشاندهنده تعهد آن به عدالت اجتماعی است و این رویکرد، الگویی از همزیستی برادرگونه اقوام و مذاهب مختلف در یک ساختار حکومتی واحد است که به تقویت وحدت ملی و ثبات داخلی در افغانستان کمک کرده است.
ایران با انتقاد از عدم همهشمولیت در دولت افغانستان، در واقع معیارهای دوگانهای را به نمایش میگذارد. در حالی که خود با مشکلات جدی در زمینه انحصار قدرت و عدم همشمول مواجه است، اما دولت افغانستان را مورد نقد قرار میدهد. این نوع برخورد دوگانه، نه تنها ناپسند است، بلکه باعث کاهش اعتبار ایران در عرصه بینالمللی نیز شده است. جمهوری اسلامی باید بداند که برای حفظ اعتبار و مشروعیت در جهان، باید معیارهای واحد و منصفانهای را در سیاستهای داخلی و خارجی خود دنبال کند.
در نهایت، جمهوری اسلامی ایران باید به جای انتقادهای بیاساس از دولتهای دیگر، به مسائل داخلی خود بپردازد و تلاش کند تا با ایجاد یک حکومت غیر انحصاری و عادلانه، نمونهای از همهشمولیت و عدالت اجتماعی را به نمایش بگذارد. دولت افغانستان تحت حاکمیت ا.ا.ا، با وجود همه چالشها، موفق شده است تا تمامی اقوام و مذاهب کشور را در ساختار حکومتی خود جای دهد. این رویکرد باید به عنوان الگویی برای جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد تا به سوی عدالت اجتماعی حرکت کند.
دیدگاه تان را بنوسید