نویسنده: قاصد افغان
همیشه زنده به گور کردن دختران، عدم مراعات حقوق زنان و…، را ارتباط میدهیم به اعراب جاهل قبل از اسلام و آنرا نمونه از جهل کامل و مصداق نقض حقوق بشری و صفات اخلاقی میدانیم اما اگر تاریخچه یونان که در آن زمان پایتخت آن آتن بود(اروپای امروزی) را مورد مطالعه و کاوش قرار دهید متوجه میشوید که در میان آنها انسانها به ۳ طبقه تقسیم شده بودند(بردگان، بندگان و آزادگان)؛ روایت زندگی طبقه بردگان بیانگر اوج نقض حقوق بشری و انسانی است که در آن حق خوردن، نوشیدن، ازدواج، حق رای، مشارکت در اجتماعهای اجتماعی، فرهنگی، هنری، علمی و سیاسی را نداشتند، دختران شان را در کوهستانها رها تا خوراک جانوران و حیوانات وحشی شوند، خق آموزش از آنان صلب شده بود، نه از قدرت و نه هم از ثروت برخوردار بودند و زندگی و کاشانه شان جز اندکی خوردن و خوابیدن چیز دیگری نبود و میتوان گفت که زندانیان مظلوم و بیدفاع طبقه آزادگان بودند. روایت زندگی طبقه بندگان نیز مشابه به بردگان است، آنان را به اجبار داخل یک کنیسه و یا کلیسا زندانی کرده، نان و آب شان را کم و برای شان میگفتند که شما ریاضت کنید و دعا(در صورتیکه طبقه بندگان خود به شدت نیاز به گشت و گذار، آب و نان، هم کلام شدن با مردم و…داشتند که از تمام اینها محروم و ممنوع شده بودند) و خود زمامداران و طبقه آزادگان براین باور بودند که طبقه بندگان به نمایندگی از طبقه بردگان و آزادگان خدایان شان را عبادت کنند و همین کافی است و نیاز نیست تا ما به عبادت خدایان بپردازیم(هر چند تعداد خدایان شان زیاد بود و شاید خسته شده بودند و بههمینخاطر یک طبقه را به اجبار مسئولیت بندگی و دعا داده بودند).
و نهایتا طبقه آزادگان که تعداد آنها به شدت به نسبت طبقه بردگان و بندگان کم بود اما بهدلیل ثروت و حضوری که در سیاست داشتند از جایگاه و بارگاه خاصی برخوردار بودند و طبق مرام و امیال خود، قانون وضع میکردند و زندگی بردگان و بندگان را معطوف به حیات و سیاست خود میدانستند.
آنان براین باور بودند که عزت، شرف و شخصیت انسانی شان به نسبت طبقه بردگان و بندگان بالاست و خود را فرزندان خدایان معرفی و به دیگران تلقین میکردند.
یاد تان باشد که همین اروپای امروزی با چنین تاریخ تاریکی از جهل نشئت گرفته و تا به هنوز آنان به نقض حقوق بشری و بهخصوص در حق زنان پرداخته و به آنان بهعنوان کالای تبلیغاتی و استفاده جنسی می نگرند و در واقع امروزه ثروت و قدرت در اروپا معطوف به افراد اندک و از یک قوم و قبیله شده است که این خود بیانگر تکرار تاریخ و پیروی از آن است. هر چند دولت خود را همه شمول و نمادی از رعایت حقوق انسانی و برابری میدانند اما در واقع چنین نبوده و قدرتهای بزرگ سیاسی و حکومتی در بین افراد محدود و خاصی تقسیم و ترتیب شده است.
دیدگاه تان را بنوسید